امير ازکرج: اگر بخواهيم پذيرش را در باره عالم داشته باشيم چگونه بايد فکر کنيم؟
پاسخ:
اشتباه همین جاست.پذیرش نتیجه هیچ فکر یا روشی نیست. پذیرش انتخاب نوع بودن است. وقتی تو بودن در پذیرش را انتخاب می کنی افکار و روش زندگیت تغییر می کند. هرچقدر خودت را منفک تر از کائنات ببینی به همان میزان از پذیرش آن دور می شوی. ما بخشی از این جهانیم نه مسافر آن. همانگونه که یک درخت بخشی از جنگل است.
ما به دنیا نمی آییم همانگونه که درخت به جنگل نمی آید. آنگاه که خود را اینگونه می بینی، هستی خویش را آن گونه که هست پذیرفته ای. پس با باد می رقصی، با بارن گریه می کنی، با پرندگان میخندی با صاعقه فریاد می کشی …و با زمستان می میری. این هم آغوشی جنگل و درخت است.
دسامبر 19, 2006 در 9:11 ق.ظ. (زندگي)
مینا گفت،
دسامبر 21, 2006 در 12:36 ق.ظ.
پذیرش عالم از پذیرش خود منشا می گیرد. به هر اندازه ای که بتوانی در پذیرش خود باشی به همان اندازه به پذیرش عالم نزدیکتر می شوی. من همین امروز به این درک عجیب رسیدم که پذیرش بخشهای دوست نداشتنی و طرد شده ام تا چه اندازه شگفت انگیزی می تواند مرا در پذیرشی عمیق و آرامش بخش نسبت به عالم قرار دهد. با وجودیکه در کلاسهای مؤسسه بر دوست داشتن خود تاکید زیاد می شود ولی هیچگاه تا این اندازه
به اهمیت پذیرش شخصیتهای طرد شده وجودم پی نبرده بودم.
امیر عزیز فاصله بین تو و پذیرش عالم همان فاصله بین تو و خودت و همان فاصله بین تو و شخصیتهای طرد شده درونی توست. چرا که ارتباط تو و عالم به راستی که آینه ارتباط بین تو و خودت است. هر چقدر که بتوانی بدون ترس و در نهایت افتخار ، من ترسو و تنبل و ضعیف و زشت و بی پول و … خودت را ببینی و بپذیری و به همه آنها مانند یک کودک عشق بورزی به پذیرش خودت نزدیکتر می شوی.
اگر چیزی در عالم غلط است چیزی در درون من است که غلط است و من ترجیح می دهم که به خودم نگاه کنم. یونگ